چرا باید بسبک آریایی عروسی کنیم خطبه عربی توهین بزن است و فقط از سوار هم شدن میگوید نکح که از نکاح میآید یعنی شتری سوار شتری دیگر شد


چرا باید بسبک آریایی عروسی کنیم و ازدواج بسبک آریایی چه فرقی با عقد و نکاح و خطبه سنتی دارد؟ در چند تصویر با متن
 زیبای پیوند زناشویی بسبک آریایی آشنا میشود و چگونگی برگزاری عروسی آریایی










































La cérémonie persane du mariage avec Mr Siyavash AWESTA
Soyez grands, soyez forts, soyez victorieux ;
Soyez aimants, marchez des flammes dans les yeux.
Soleil, Dieu des clartés, Dieu bon qui les pénètres,
Verse-leur ton amour brûlant pour tous les êtres.
– Comme le Ciel bénit la Terre nuit et jour,
Homme, sur cette femme épanche ton amour ;
Ô femme, quand sa main entrouvrira tes voiles,
Qu’il trouve en toi la paix sereine des étoiles.
La vie est un tragique et sublime combat :
Affrontez-la d’un coeur vaillant que rien n’abat.
Soyez purs de pensée et purs en vos paroles ;
Pour que vos actions ne soient vaines ni folles,
Craignez déjà les yeux futurs de vos enfants.
À travers les douleurs avancez triomphants,
Imitez les héros de l’époque première,
Luttez pour la justice et la sainte lumière,
Chassez le mal, chassez la nuit, semez le bien,
Resserrez toujours plus l’infrangible lien
Dont j’unis à jamais vos deux coeurs dans la vie.
Chaque soir, admirez l’assemblée infinie
Des astres, et songez, en les voyant si beaux,
Qu’il vous faut être ainsi d’étincelants flambeaux.
– Au nom d’Ormuzd, je vous bénis, vivez prospères,
Et transmettez la gloire et le sang de vos pères  
(Jean Lahor, pseudonyme de Henri Cazalis, poète français (1840-1909))
 

خطبه عقد و ازدواج بزبان عربی توهين بزرگی به شخصيت زن ميباشد که بر اثر عدم آگاهی و آُشنايی ما بزبان عربی سالهاست مورد استفاده قرار گرفته است
در پی تازش تازيان به ايران پس از وفات پيامبر اسلام دختران و زنان ما بعنوان غنيمت جنگی و با نام کنيز و با توجيه قرآنی ما ملکت ايمانکم مورد تجاوز اعراب قرار ميگرفته اند و پس از استفاده نخست خودشان آن عزيزان را به عقد ديگران در می آورده اند با دريافت وجهی که تعيين مبلغ در ازدواج نيز از همين شيوه بد تازی آمده است
بدين رو در خطبه عقد تازی از دو واژه انکحتک و زوجتک استفاده ميشود که انکحت از نکح می آيد و نکح يعنی گاوی و يا شتری سوار شتر ديگری شدن و با او کار جنسی انجام داد
و آنگاه که ملا ميگويد انکحتک و زوجتک لموکلی يعنی من چنين کاری را بوکالت موکلم انجام دادم زيرا واژه زوج نيز يعنی جفت شدن و آن کار را انجام دادن
من که امروز ميخواهم اين مسئله را بنويسم و شرح بدهم شرمنده ام و نميتوانم بيش از اين اين مسئله را باز کنم حالا شما در نظر بگيريد که چهارده قرن است پدران و مادران ما را با اين واژه های توهين آميز عقد کرده اند
اصلا چرا بايد در بهترين لحظه زندگی يک زن و مرد از واژه های زشت جفت شدن و سوار هم شدن استفاده کرد آنهم کسی ديگر اين کار را بوکالت انجام بدهد
برای جاودان نمودن جشنهای عروسی و شادمانی خود و فرزندانتان از دفترچه های زيبای پيمان پيوند زناشويی بسبک آريايی به زبانهای پارسی، انگليسی، آلمانی و يا فرانسوی استفاده نماييد در صورت امکان «سياوش اوستا» و يا ياران فرهيخته اش در سراسر جهان در جشنهای شما حضور خواهند داشت  نمونه پيمان نامه خويشاوندی بسبک آريائی به بزبانهای پارسی فرانسویانگليسی و آلمانی که در جلد های چرمی بسيار زيبا و نفيس يادگار جاودان خانواده شما در طول تاريخ خواهد بود  برای ديدن هريک روی زبان آن کليک کنيد 1  2  3  4    www.awesta.net  پاريس 95 59 89 42 00331
نامهاي تازي ميان ايرانيان  
 آماري كه اخير در ايران منتشر شده است كتابهاي تاريخي كه در ايران چاپ و پخش ميشود حدود 40 درصد از بازار كتاب را به خود اختصاص داده است. يعني ايرانيان توجه بسيار بالا و بزرگي به تاريخ و پيشينه و گذشته خود داشته و جستجوگر شناخت گذشته خود مي‌باشند!

هرچند در سالهاي نخست انقلاب كتابهاي ديني و بويژه اسلامي خريداران بسياري داشت و پس ا زچندي دهها سازمان و تشكيلات ديني و دولتي هزاران هزار كتاب را از تاريخ اسلام و غيره چاپ كرده و بطور رايگان در اختيار مردم داخل وخارج از كشور قراردادند، اما خيلي زود مردم بسوي تاريخ گذشته خود روي آورده و كتابخواني باستاني!! رايج شد! جدا از كتابخواني باستاني، كتابهاي بسياري از تاريخ و تحليل و نقد و تفسير مسائل اسلامي بودند از زبانهاي ديگر بويژه عربي ترجمه شد كه نسبت به جو صددرصد شيعي سالهاي قبل مردم با افكار و آراء مختلفي دررابطه با اسلام نيز آشنا شدند.

همراه  و همزمان با اين توجه ويژه به تاريخ كهن، ايراني انديشيدن و نام ايراني برگزيدن نيز از سالهاي 60 در ايران رشد كرد. بگونه‌اي كه اينك حدود 45 درصد نامهايي كه هموطنانمان در داخل كشور براي فرزندان خود انتخاب ميكنند صددرصد ايراني است. ودرصد نامهاي ايراني درخارج از كشور به 65 درصد ميرسد!

بالارفتن رشد فكري مردمان ما طي اين سالهاي اخير و تحميل فراگيري زبان عربي در مدارس جمهوري اسلامي موجب شد تا هموطنان ما به ريشه و معني برخي از نامهاي غيرايراني پي‌برده وتلاش كنند تا هر چه بيشتر از نامهاي زيبا وپرمعناي ايراني بهره ببرند و واقعاً طي قرنها نياكان ما بخاطر آگاه نبودن از معني‌هاي برخي از نامها، شايد ستمي تاريخي به فرزندان خود ميكرده‌اند. البته چون زبان عربي زبان مادري مردم ما نبوده است و هجوم بيگانه موجب شده بود تاخودآگاه برخي از واژه‌ها و نامهاي نادرست بر تاريخ و فرهنگ و جوامع و خانواده‌هاي ما تحميل شود!

مثلاً غلام نامي است  و يا شايد بهتر باشد بگوييم پيشوند برخي از نامهايي است كه هرگز در زبان عربي از آن استفاده نمي شود. اما غلامعلي و غلامحسين و غيره درميان ما ايرانيان بسيار رايج بوده است!

من بسياري از كشورهاي عربي را گشته‌ام!! دوستان بسياري دارم كه از كشورهاي عربي هستند و هرگز يك عنصر عرب را نديده‌ام كه اورا غلام بنامند!  و اين بدين خاطر است كه اعراب معني غلام را مي‌دانند و ما نميدانسته‌ايم. غلام از ريشه غلم مي‌آيد كه به معناي بهره‌وري جنسي است! و غلام به پسربچه‌هايي مي‌گفتند كه اعراب از آنها استفاده جنسي مي‌نموده‌اند! بغلط به ما گفته‌بودند كه غلام يعني نوكر وبرده و بنده! درصورتيكه درزبان عربي، عبد ميشود برده و نوكر را خادم ميگويند! غلام وكنيز همطراز و همراهند!!  از كنيزان نيز بهره جنسي وخانگي مي‌برده‌اند و از غلام بچه ها نيز!!

بسياري از نامهاي عربي كه درميان ما ايرانيان رايج است درميان اعراب اصيل (عربستان سعودي، كشورهاي خليج فارس..) ابداً متداول نيست! هرچند امكان دارد كه اين نامها درميان شيعيان مورد استفاده قرار بگيرد. آنهم بعنوان عشق وتعصب ويژه‌اي كه نسبت به برخي از شخصيتهاي تاريخ اسلام داشته و دارند. اما بدون شك اگر پدرومادري باريشه  اين گونه نامها ومعناي آنها آشنايي ميداشته‌اند هرگز نامهاي نازيبا را بعشق شخصيتهاي تاريخي برروي فرزندان خود نمي‌نهادند.

با هم به معني چندنام نگاهي مي‌اندازيم كه نتيجه سالها پژوهش و كنكاش مي‌باشد:

ام كلثوم: ام يعني مادر و كلثوم به فرزند خيكي و چاق اطلاق ميشود

حفصه: هسته خرما و يا زن سياه و زشت

خديجه: به سقط جنين شتر ميگويند

بتول: زني كه هوس مرد و همخوابگي دارد

سميه: از سم مي آيد و به اندازه زهري كه در چيزي باشد ميگويند.

سكينه: كه مسكين نيز با اين نام هم خانواده مي‌باشد. به بانوي گدا و خوار و بيچاره ميگويند

رقيه: كه از ريشه رق مي‌آيد، به معناي افسون و جادو و نيرنگ است.

عذرا: به هرآن چيزي كه سوراخ نشده باشد ميگويند.

فاطمه: از فطم مي‌آيد و به بچه شتر ماده از شيرگرفته‌شده‌اي ميگويند.

جعفر: ماده شتري كه شير بسيار داشته باشد.

ذبيح: به هرچارپايي كه گلويش را ببرند ميگويند. ذبح شده يعني گلو بريده

باقر: كه از خانواده بقره مي‌باشد به گاو نر چاق ميگويند و اعراب جاهلي به كسي كه خيلي چيز مي‌فهميده است نيز ميگفته. باقرالعلوم يعني طرف همچون گاو چيز ميداند.

عباس: از عبس مي‌آيد به معناي اخمو، ترشرو، ترسناك و بدخود

عثمان: بچه مار

كاظم: از كظم مي‌آيد و به معناي لال بودن، گنگ و بي‌زبان و خاموش

هاشم: به نان فروش دوره‌گرد مي‌گفته اند!

حيدر: اين نام مخلوطي است از عربي و پارسي، حي يعني زنده و در يعني دريدن! حيدر به كسي گفته اند كه انسانها را زنده زنده پاره ميكرده است.

صغري: كوچك و پست و اصغر نيز از همين خانواده و ريشه صغرا است. به معناي كوچكتر!  


Commentaires