تاریخچه حاجی فیروز بروایت سیاوش اوستا

http://restaurant-bonaparte.blogspot.fr/2016/03/blog-post.html


از روزگاران کهن انسان آریایی با مهر میترا خورشید تابان را بعنوان اصلیترین انرژی زندگی بخش زمین شناخت و بر آستان
 مهر او سر فرود آورد
و او را از طریق آتش پرستاری کرد
پرستاری و پرستش بر خلاف واژه های تازی عبودیت و بندگی و سجده معنی نمیدهد 
بلکه پرستاری و پرستش یعنی نگهبانی مهر ورزی برپا داشتن مهر و زنده نگاه داشتن یاد
خورشید غیر قابل دسترسی بود  انسان آریایی آتش را بیاد و به مهر او که نشانه گرما بخش و روشنایی بود را در خانه و معبد پرستاری کرد
آتشگاههای بزرگ در سراسر فلات ایران بنا شد
وجود هر آتشگاه در هر شهر و روستا و دهکده ای گرما و روشنایی و پخش کردن آتش در آن جایگاه بود
و ار طریق همان آتشگاهها آب گرم نیز در جویبارها جاری بود و بر اساس کاوشها و بازیافته های تازه در فلات ایران  انسان آریایی نخستین مبتکر کانال کشی برای آبرسانی شهری و روستایی است
باری پس از تازش تازیان به ایران و خرابی همه آتشکده ها   ایرانیها مجبور به پنهانکاری و کلک زدن به تازیان شده و بر جایگاه هر آتشکده ای امامزاده ای جای دادند که آرامگاه شاهزادگان و رستم های ارتش ایران و یا رهبران جنبشهای ازادیبخش بود که در برابر تازیان تا پای جان پایداری کرده بودند
این شاهزادگان و پاک زادگان را امام زاده یعنی پیشوا و پیشوا زاده نامیده و آتشگاهها را بر گور آنها بنا کردند   اما اینبار بجای بر افروختن آتش که توسط تازیان ممنوع و حرام شده بود گنبدهای آبی برنگ آسمان و یا طلایی که از دور بسان آتش بود را ساختند
و دو گلدسته را بجای دو برج مراقبت و نگهداری از آتش در کنار گنبد ها ساختند

در هنگامه برپا بودن آتشگاهها   تشکیلاتی منظم برای هر معبد و آتشکده ای وجود داشت که روشن بودن آتش را مدیریت میکرد و نسبت به بزرگ و کوچکی هر آتشکده ای این نیروی نگهبان اتش و یا آتشبانان که آتش افروز خوانده میشدند شمارشان کم و بیش بود
در دو برج بلندی که در کنار آتشکده ساخته بودند بطور مدام آتش افروزانی بودند که با هم زدن و زیر و رو کردن آتش و افزودن 
ذغال و چوب و هیزم شعلها ها را  همواره در یک اندازه نگهداشته و آتش را پاسداری میکردند.

افرادی که در برجها بودند و همیشه آتش در نزدیکی انها بود چهره ای سوخته و سیاه بسان سیاهان آفریقا داشتند.
همه ساله در هنگامه بهار و نوروز گروه پاسداران آتشکده ها    آتشبانان و آتش افروزان هر معبد بسان هنرمندان تئاتر خیابانی امروز با ساز و دهل و انواع الات موسیقی بمیان مردم آمده و بمدت  یکماه   پانزده روز مانده به نوروز تا سیزدهمین روز  سال نو  برای مردم و بویژه کودکان  شادی آفرینی و پایکوبی و آواز خوانی  و دلقک بازی میکردند و بدینسان پاداشت و دستمزد یکساله خود را از مردم گرفته و جو جهان آریایی را سرخ و گرم و آتشین و شاد می کردند و به آنها آمدن و بزرگداشت نوروز را یاد آوری میکردند

  اگر حکیم بزرگ توس با شاهنامه زبان پارسی را از تازش تازیان پاس داشته و نگهداری کرد  آتش افروزان و یا حاجی فیرورهای بی نام و نشان تاریخ  نیز آمدن نوروز را همه ساله بما یاد آوری کرده و میکنند
در پی برپا سازی امامزاده ها بجای آتشکده ها  آتش افروزان و گروهشان نیز بیکار شده و نام تاریخی خود را از دست 
داده و بجای اتش افروز حاجی فیروز خوانده میشدند

مردم پولدار میهن نگهبانان آتشکده ها را به درون خانه های خود برده و آنها پیشخدمت خانه و همدم و هنرمند خانواده و آتش افروز مشعل ها و آتیش گاهای کوچک خانه ها شدند و نیز آتش چهارشنبه سوریها را بر می افروختند  اما کار نمایش نوروزی خود را همه ساله دنبال میکردند  و این حرفه و کار و شغل آتش افروزی نسل به نسل به فرزندان منتقل میشد تا اینکه در پی تازش های مختلف و رنگارنگ بیگانگان   تشکیلات آتش افروزان ناپدید شد اما همه ساله انسانهای آزاده و میهن دوستی کار آتش افروزان را با نام اسلامی شده حاجی فیروز دنبال کرده و میکنند
و چه خوب و نیک و زیبا خواهد بود که از این پس در این بازگشت بزرگ اهورایی به خویشتن خویش و فرهنگ و آیین کهن اهورایی اوستایی   واژه و نام حاجی فیروز را بگور تاریخ بسپاریم و همه جا از آتش افروزان پیروز بجای حاجی فیروز تازی یاد کنیم  این مهربان یاران گمنامی که با ترانه های زیباو امید بخش سیاه کردن چهره خود  فردایی روشن و گرم و سرخ و مهربان و همیشه خندان را قرنهاست که برای ما نجوا میکنند

عمو نوروز که در غرب بابانویل شده است نیز یار و همراه آتش افروز و بعنوان خرد همراه با دلقک رند  میترا  میباشد

حاجی فیروزه[ویرایش]

حاجی فیروزه، سالی یه روزه،
همه می‌دونن، منم می‌دونم،
عیدِ نوروزه، سالی یه روزه.

اربابِ خودم[ویرایش]

ارباب خودم، «سامبولی بلیکم»!
ارباب خودم، سرِتو بالا کن!
ارباب خودم، لطفی به ما کن،
ارباب خودم، به من نیگا کن!
ارباب خودم، بزبز قندی،
ارباب خودم، چرا نمی‌خندی؟

بشکن بشکن

بشکن بشکنه؛ بشکن!
من نمی‌شکنم؛ بشکن!
اینجا بشکنم، یار گله داره،
اونجا بشکنم، یار گله داره؛
هر جا بشکنم یار گله داره این سیاه بیچاره چقد حوصله داره!

ترانه و شعر آهنگ حاجی فیروزه سالی یه روزه مرتضی احمدی
ارباب خودم سلام و علیکم!
علیکم السلام پیـر شـی ایـشالا
ارباب خودم سرتو بالا کن
توی هـردوچشـام نمیـری ایـشالا
ارباب خودم به من نیگا کن
ارباب خودم بزبز قندی
ارباب خودم چرا نمیخندی؟
ارباب خودم گلی به جمالت
از کجا بگم وصف کمالت
حاجی فیروزم
بـــله
سالی یه روزم
بـــله
حاجی فیروزم
بـــله
مثه نیم سوزم
بـــله
بشکن بشکنه
بشـــکن
من نمیشکنم!
بشـــکن
من نمیتونم
میتــونی
چجوری بشکنم؟
تـــق تـــق
چطوری بشکنم؟
تـــق تـــق
اینجا بشکنم یار گله داره
اینجا بشکنم یار گله داره
اونجا بشکنم یار گله داره
این عاشق بیچاره چقدر حوصله داره
تکست و متن آهنگ حاجی فیروزه سالی یه روزه مرتضی احمدی
حاجی فیروزم
بـــله
سالی یه روزم
بـــله
سالی که گذشت سال بد بود
سالی که گذشت سال بد بود
سالی بد و بد زبد بدتر بود
ای سال برنگردی
بری دیگه برنگردی
مردارو اخته کردی!
مردارو اخته کردی
زنارو شلخته کردی
دکونارو تخته کردی
همــرو خسته کردی
ای سال برنگردی بری دیگه برنگردی
درسایه ی ایزد تبارک عید همگی بـُـوَد مبارک
یاحــق
یاهــو
هرکی به کاری مشغول
پولی بریز تو کشکول
یاحــق
یاهــو
همه ی روزتان پیروز..






Commentaires